سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :16
  • بازدید دیروز :13
  • کل بازدید :95751
  • تعداد کل یاد داشت ها : 545
  • آخرین بازدید : 97/4/29    ساعت : 10:59 ع
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی

طرح دفاع اسلامی و انقلابی و قانونمند از عزت، عظمت، هویت، شخصیت و اقتدار ملت ایران در طول ادامه مذاکرات هسته ای با امضای هفتاد نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تقدیم هیئت رئیسه مجلس شد.

 

در متن این طرح سه فوریتی آمده است یکی از مسائل اساسی کشور رصد نوع برخورد دشمنان با نظام جمهوری اسلامی ایران است در این طرح آورده شده است که در طول 35 سال گذشته همواره و همیشه هیبت انقلاب اسلامی ایران و حضور دائمی مردم در صحنه دشمنان جمهوری اسلامی را بهت زده و ذلیل کرده است و این هیبت مرهون خون شهدای انقلاب، دفاع مقدس و دانشمندان هسته ای ما است.

 

این هیبت مرهون ایستادگی 35 ساله مردم انقلابی و بصیر جمهوری اسلامی ایران است و این عظمت باید حفظ شود و اگر نتوانیم این عظمت جهانی را حفظ کنیم باید شاهد و منتظر تهدیدات متعدد دیگری باشیم، دولت آمریکا هنوز سوابق سیلی های که از ملت ایران خورده است را فراموش نکرده است و خوب می داند که در صورت بروز غلطی از سوی آنان چه پیامدهای در سرتاسر جهان در انتظارش است لذا با عنایت به گستاخی بیش از حد دولت آمریکا و تداوم و تهدیدات مقامات این کشور که در بیانات دردمندانه ولی امرمسلمین در دیدار با فرهنگیان به سمع و نظر ملت عزیز و همه مسئولان، نخبگان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید.

 

طراحان در این طرح همه را توجه دادند به اینکه هم مسئولین سیاست خارجی و هم مسئولین گوناگون دیگر، هم نخبگان جامعه یک ملت اگر نتواند از هویت خود، از عظمت خود آنچنان که هست در مقابل بیگانگان دفاع بکند قطعاً توسری خواهند خورد، برو برگرد ندارد باید قدر شخصیت و هویت خود را دانست، بنده با مذاکراتی که در زیر شبه تهدید انجام بگیرد موافق نیستم بروند حرف بزنند، مذاکره کنند به توافق برسند اشکالی ندارد البته در حالی که آن خطوط اصلی را رعایت کرده باشند لکن به هیچ وجه تحمیل را قبول نکنند، زور را قبول نکنند، تحقیر را قبول نکنند، تهدید را قبول نکنند.

 

براساس این مواضع قاطع انقلابی و حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی برای دفاع قانون مند از عزت، اقتدار، شخصیت، هویت و عظمت ملت ایران در برابر هتاکی های نظام تسلط و دولت مستکبر آمریکا ماده واحده ذیل را تنظیم و در گردش تصویب در صحن مجلس شورای اسلامی قرار می گیرد.

 

در ماده واحده آمده طرح سه فوریتی آمده است دولت و مسئولان سیاست خارجی و اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای موظف اند هر گونه ارتباط و مذاکره با آمریکایی ها در موضوع هسته ای را تا زمانی که دولت آمریکا رسما و علنا تهدید ملت قهرمان ایران را کنار نگذارند قطع نمودند و مذاکره را با بقیه گروه بدون حضور آمریکایی ها ادامه دهند.

 

لازم به ذکر است که 70 نفر از نمایندگان این طرح را امضا کردند که سیدمهدی هاشمی، حجت الله سوری، قاسم جعفری، زهره طبیب زاده، کارن خانلری ارامنه شمال، بوناتن بتپلیا، سیدحسین نقوی حسینی، بیژن نوباوه، مهدی کوچک زاده، احمد سالک، فرهاد بشیری، مفید کیایی نژاد، روح الله عباس پور، علیرضا سلیمی، مرتضی آقاتهرانی، ابوالفضل ابوترابی، بهرام بیرانوند، مهدی عیسی زاده، روح الله بیگی، علی کائیدی، ابوالقاسم خسروی سهل آبادی، سیدشکرخدا موسوی، سیدمهدی موسوی نژاد، محمدجواد نظری مهر، علی ایران پور، محمدتقی توکلی، سیدمحمد بیاتیان، احمد سجادی، محسن بیگلری، ناصر سودانی، حسین فتاحی، فاطمه آلیا و دیگر نمایندگان این را امضا کردند.





      

اکنون روند کار به گونه‌ای است که گویی برای دولت اصل توافق بسیار مهم‌تر از چیزی است که درون آن نوشته می‌شود و زمان‌بندی کار هم به گونه‌ای طراحی شده که توافق شب انتخابات امضا یا اجرا شود.

به گزارش عمارنامه، مهدی محمدی در روزنامه وطن امروز نوشت؛ 

مذاکرات هسته‌ای دوباره به فاز پنهان بازگشته است. براساس چارچوبی که بنا بود اصلاح شود – و نشد - متنی در حال نوشته شدن است که سهم ملت از جزئیات آن، بیش از یک عکس محو و مبهم گرفته‌ شده با تلفن همراه از اتاق مذاکرات نیست.

رفتار تیم مذاکره‌کننده در ایران هیچ امیدی برنمی‌انگیزد که براساس آن بتوان حتی به طور نسبی مطمئن بود یک توافق خوب در راه است. اخیرا به نظر می‌ رسد دوستان مذاکره‌کننده بنا دارند حتی باب گفت‌وگو و مناظره با منتقدان را هم ببندند و بی‌توجه به نقدها کار خود را پیش ببرند.  در سوی مقابل، آمریکایی‌ها سرخوشند که هر چه می‌خواسته‌اند از تیم مذاکره‌کننده آقای روحانی گرفته‌اند.

 

 

کری از خشنودی خود خبر می‌دهد، مونیز می‌گوید مطمئن است آمریکا به یک توافق خوب با ایران خواهد رسید، مدیر سیا از حجم امتیازهایی که ایران داده ابراز تعجب می‌کند و سنای آمریکا هم مطمئن از اینکه امتیازهایی که تیم مذاکره‌کننده ایران داده حتی از برآوردهای سرویس‌های اطلاعاتی غربی بهتر است، طرحی را تصویب می‌کند که نتیجه آن به احتمال بسیار زیاد همان خواهد بود که اوباما می‌خواهد؛ تصویب توافق در کنگره.

صرف نظر از جزئیات متنی که نوشته می‌شود، یک سلسله ملاک‌های پیشینی وجود دارد که به ما کمک می‌کند در این باره قضاوت کنیم که آیا این فرآیند اساسا می‌تواند به یک توافق خوب منجر شود یا نه. بنا به تعریف، توافق خوب در اینجا توافقی است که زیرساخت تحریم‌ها را برمی‌چیند و صرفا در ازای اطمینان از صلح‌آمیز بودن ماهیت برنامه هسته‌ای ایران، زیرساخت برنامه هسته‌ای ایران طبق معاهده را حفظ می‌کند.

به دلایل زیر، من تصور می‌کنم یک توافق خوب نه‌ تنها در راه نیست بلکه اساسا امکان‌پذیر هم نیست.


1- دلیل نخست این است که این مذاکرات بر یک مبنای فنی اشتباه بنا نهاده شده است. 2طرف به جای اینکه درباره شیوه‌های اطمینان یافتن از ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران بحث کنند، در این باره مذاکره می‌کنند که برنامه فعلی به چه نحو باید محدود شود تا اگر روزی تغییر ماهیت داد، آمریکایی‌ها زمان کافی برای بمباران کردن آن را داشته باشند! مفهوم «کاهش زمان گریز هسته‌ای» که اصلی‌ترین هدف فنی مذاکرات است، هیچ معنایی جز این ندارد و همه پارامترهای فنی توافق هم از دل همین مفهوم من‌درآوردی بیرون کشیده شده است.


2- دومین دلیل این است که این مذاکرات
- همچون مذاکرات سال‌های 82 تا 84- بر اصل سیاسی بی‌سر و تهی به نام اعتمادسازی استوار شده است. تیم ایرانی پذیرفته است مشکل اصلی میان ایران و غرب، بی‌اعتمادی غربی‌ها به ایران است و برای رفع این بی‌اعتمادی، ایران باید برای مدت زمانی بسیار طولانی، استثنا بودن خود از معاهده NPT را پذیرفته و دست به انجام اقدامات اعتمادساز فراتر از همه مقررات بین‌المللی بزند. بدتر از این، مبنای مفهوم اعتمادسازی این است که ایران نه تنها باید نگرانی‌های ساختگی غربی‌ها درباره برنامه هسته‌ای خود را به رسمیت بشناسد بلکه باید این نگرانی‌ها را دقیقا به همان شیوه‌ای رفع کند که آنها می‌خواهند و حتی اجازه مذاکره درباره روش را هم نخواهد داشت. اعتمادسازی به معنای دقیق کلمه یک مفهوم بی‌مبنا (Baseless) است. هیچ مجموعه مقررات هادی بین‌المللی یا حتی رویه‌های تجربه شده جهانی وجود ندارد که حدود و ثغور این مفهوم را روشن و معین کند که اعتماد چیست و چگونه ساخته می‌شود. به تعبیر دقیق‌تر، اعتمادسازی یک مفهوم دلبخواهی است. اعتماد چه زمانی ساخته می‌شود: وقتی غربی‌ها دلشان بخواهد! و اگر دلشان نخواست؟ اعتمادسازی – به معنای تعطیلی همه آنچه غربی‌ها را نگران کرده - ادامه خواهد داشت. همین حالا بخشی از مذاکرات مربوط به این است که تحریم‌ها به طور کامل تنها زمانی لغو خواهد شد (لابد پس از چند 10 سال) که آژانس نسبت به ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران اعلام اعتماد کند و این خود مشروط به حل کامل PMD، تعیین تکلیف برنامه موشک‌های بالستیک ایران (که آمریکا اساسا آن را به عنوان یک برنامه پرتاب کلاهک هسته‌ای تحلیل می‌کند)...


و همچنین اجرای طولانی‌مدت پروتکل الحاقی شده است. وقتی طرفی مانند آمریکا می‌گوید تنها در صورت تحقق این شروط به ایران اعتماد خواهد کرد، در واقع می‌خواهد بگوید چنین اعتمادی هرگز رخ نخواهد داد و ایران هر تعهدی را که در برنامه جامع اقدام مشترک می‌پذیرد باید الی‌الابد حفظ کند.


3- دلیل دیگری که ما را متقاعد می‌کند یک توافق خوب هسته‌ای در راه نیست، این است که هر دو طرف ایرانی و آمریکایی، این مذاکرات را به عنوان بخشی از یک کمپین انتخاباتی در نظر گرفته‌اند. در واقع، برای هر دو طرف، این مذاکرات بیش از آنکه منطق امنیت ملی داشته باشد، دارای منطق انتخاباتی است.

آقای ظریف بیش از یک سال پیش در محل شورای روابط خارجی آمریکا به هاله اسفندیاری گفت اگر این توافق صورت نگیرد امثال او انتخابات مجلس را خواهند باخت. چند ماه بعد، وی پوستری را به چند سینماگر سفارش داد که روی آن نوشته شده بود هیچ توافقی بدتر از توافق نکردن نیست. برای آنها که به این صحنه می‌نگریستند فهم معنای این جمله چندان سخت نبود؛ وقتی تحلیل مذاکره‌کننده ارشد شما این است که اگر توافق نکند انتخابات را خواهد باخت معلوم است که هیچ توافقی برای او بدتر از توافق نکردن نیست.

حالا که دیگر رازها همه از پرده برون افتاده است، دولت آقای روحانی یگانه دولت پس از انقلاب اسلامی در ایران است که رسما و صریحا می‌گوید مجلس آینده را می‌خواهد. اکنون هم روند کار به گونه‌ای است که گویی برای دولت اصل توافق بسیار مهم‌تر از چیزی است که درون آن نوشته می‌شود و زمان‌بندی کار هم به گونه‌ای طراحی شده که توافق شب انتخابات امضا یا اجرا شود.

وقتی صاحب‌ منصبان دولتی می‌گویند توافق هسته‌ای را برای انتخابات مجلس می‌خواهند، آیا منطقی است که انتظار داشته باشیم یک توافق خوب حاصل شود؟ و آیا اساسا در این صورت، کسی که مذاکره می‌کند انگیزه‌ای برای مته به خشخاش گذاشتن و سخت گرفتن خواهد داشت؟


4- دلیل بعدی که به ما می‌گوید یک توافق خوب در راه نیست این است که دولت هیچ مذاکره مجددی درباره 4 موضوع آینده غنی‌سازی، تحریم‌ها، تحقیق و توسعه و بازرسی‌ها، ورای آنچه در لوزان انجام شده را در برنامه ندارد. آینده غنی‌سازی ایران ـ پس از
10 سال- در تفاهم لوزان کاملا مبهم است، تحریم‌ها مطلقا برچیده نخواهد شد، تحقیق و توسعه ایران یک تحقیق و توسعه واقعی نیست و بازرسی‌ها هم حتی از خیالات جاسوسان آمریکایی فراتر رفته است. متنی که براساس این چارچوب نوشته شود آینده امنیت ملی ایران را نقطه به نقطه مین‌گذاری می‌کند، هیچ رونق اقتصادی ایجاد نخواهد کرد، سرمایه‌های علمی و انسانی کشور را در معرض مخاطره قرار می‌دهد و حتی در آینده دور هم فایده‌ای عاید کشور نخواهد کرد.


5- و در نهایت، توافق خوبی در کار نیست، چرا که هیچ نشانه‌ای از اینکه در نیات بشدت خصمانه آمریکا علیه ایران کوچک‌ترین تغییری حاصل شده باشد مشاهده نمی‌شود.

من در جای دیگری مفصل استدلال خواهم کرد که از دید آمریکا توافق هسته‌ای سکویی است برای پرش به سمت یک پروژه بسیار پیچیده براندازی در ایران. در این باره یک برنامه از پیش طراحی شده وجود دارد که «مایکل دوران» اخیرا آن را «استراتژی محرمانه مذاکراتی آمریکا درباره ایران» خوانده است. وقتی آمریکایی‌ها با اطمینان می‌گویند 10 سال دیگر ایرانی جدید متولد خواهد شد، یعنی برای بازه زمانی 10 ساله‌ای که برخی در ایران خوش‌خیالانه تصور می‌کنند دوران اعتمادسازی است، نقشه‌ها کشیده‌اند.

هدف نهایی آمریکا این است که مبانی تفکر و تصمیم‌ سازی و ساختار حاکمیت در ایران به گونه‌ای با هدفگذاری‌های راهبردی غرب هماهنگ و هم جهت شود که گویی نظام جمهوری اسلامی برانداخته شده است. از دید آمریکا توافق هسته‌ای تازه آغاز بازی است نه پایان آن. نقطه پایان این است که ایران بپذیرد آمریکا همچون برنامه هسته‌ای، در تعریف «مقدار مجاز» همه برنامه‌های امنیت ملی ایران مشارکت کند. چگونه یک توافق، توافقی خوب خواهد بود؛ وقتی دشمن شما به شما می‌گوید هم در حوزه منطقه‌ای و هم در حوزه داخلی این توافق را پایه‌ای برای تغییر رژیم در ایران می‌داند؟





      

مسئله آزادی بیان در دولت یازدهم، از ابتدای آغاز به کار این دولت، از موضوعات مورد مناقشه و پر حرف و حدیث بوده است.

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» "دولت معتقد است هر کس که بخواهد در چارچوب قانون نظراتش را مطرح کند، باید به آن احترام گذاشته شود"(1) این جدیدترین اظهارات سخنگوی دولت یازدهم در زمینه ی آزادی بیان و احترام به نظرات دیگران است. محمد باقر نوبخت که در نشست هفتگی سخنگوی دولت با اصحاب رسانه سخن می گفت، گریزی نیز به موضوع آزادی سخنرانی های سیاسی زده و از آنچه "حمایت دولت از سخنرانی‌های قانونی" می خواند، خبر داد.

 

مسئله ی آزادی بیان در دولت یازدهم، از ابتدای آغاز به کار این دولت، از موضوعات مورد مناقشه و پر حرف و حدیث بوده است. جمله ی معروف روحانی در مناظرات انتخاباتی که خطاب به رقبایش اظهار داشت "من سرهنگ نیستم، من حقوق دان هستم" نشان دهنده ی حساب ویژه ای بود که تیم مشاوره دهنده به او بر مسئله ی آزادی بیان باز کرده و روحانی را واداشته بود تا از جایگاه یک منتقد وارد موضوع شده و خود را حامی آزادی بیان معرفی کند. اما در همان روزها برخی منتقدین با اشاره به سابقه ی روحانی و گرایش فکری و سیاسی اش، تلاش او برای ارائه ی چهره ای آزاد اندیش از خود را بیش از آن که برآمده از عمق اعتقادات وی بدانند، حربه ای برای به دست آوردن رای بیش تر معرفی می کردند.

 

آغاز به کار دولت یازدهم برگی دیگر از داستان شعارهای حمایت از آزادی بیان این دولت را ورق می زد. دولت روحانی نیز به سیاق دیگر دولت ها از همان ابتدا با برخوردهای انتقادی افراد و گروه های غیر هم فکرش روبرو شد. این جمع منتقدین با توجه به رای حداقلی و شکننده ی او در انتخابات ریاست جمهوری سال 92، طیفی وسیعی از صاحب نظران را در بر می گرفت. برخی عملکردهای دولت یازدهم نیز سبب می شد تا روز به روز بر حجم انتقادات افزوده شده و دولت را در معرض پاسخ گویی قرار دهد.

 

برخورد دولتمردان و در راس آن ها رئیس دولت با این انتقادات اما؛ غیر منتظره بود. فرار به جلو، اتهام زنی و توهین، حربه ی روحانی و برخی همکارانش در دولت برای رهایی از بار سنگین انتقادات بود. منتقدان دولت با انگ هایی از قبیل: بی سواد، بی شناسنامه، تازه به دوران رسیده، ترسو، بزدل، تخریب گر، حامیان افراط، دروغ گو، عقب مانده، فاسد، عصر حجری، اقلیت تندرو، بیکار، متوهم، دین ناشناس، هوچی باز، کاسبان تحریم و ده ها مورد مشابه، هدف حملات رئیس و سایر مسئولان دولت یازدهم قرار گرفتند و کار به جایی رسید که رئیس دولت منتقدانش را به جهنم حواله داد.

 

لغو و یا عدم صدور مجوز سخنرانی برای منتقدان دولت در دانشگاه ها از دیگر اقدامات دولت بود که در تضاد با شعارهای حمایت از آزادی بیان آن قرار می گرفت. 16 آذر سال گذشته و همزمان با روز دانشجو، رئیس دولت و برخی مسئولین کشوری و استانی، با حضور در جمع هایی که دانشجویی خوانده می شدند، به ایراد سخنرانی پرداختند. اگر چه گزینشی بودن ورود دانشجویان به سالن سخنرانی و جلوگیری از نطق تشکل های منتقد دولت در این مراسم ها، در کنار عدم صدور مجوز سخنرانی برای برخی منتقدین دولت در این روز، سبب شد تا عده ای این روز را «روز  دولت» بنامند نه روز دانشجو. مدیران منتصب دولت یازدهم در این روز از سخنرانی چهرهایی نظیر حسین شریعتمداری در دانشگاه امیرکبیر، حجت الاسلام محمود نبویان در دانشگاه آزاد اراک، حجت الاسلام میرتاج الدینی در دانشگاه تبریز و علی رضا زاکانی و مهرداد بذرپاش در دانشگاه آزاد بجنورد ممانعت به عمل آوردند.

 

موارد بالا صرفا مشتی بود نمونه ی خروار از شیوه ی برخورد دولت یازدهم با مسئله ی آزادی بیان منتقدینش و اگر مجال بیشتری می بود می شد به برخورد حذفی با رسانه های منتقد در این دولت نیز گریزی زد. اما از آنجایی که این مسئله خود حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است، فعلا آن را می گذاریم و می گذریم.

 

با این تفاسیر به نظر می رسد برخورد دولت با منتقدین و ایجاد محدودیت برای آن ها اعم از چهره ها و نشریات منتقد، به امری سیستماتیک در این دولت بدل شده و تا جایی پیش رفته که حتی صدای برخی حامیان دولت را نیز درآورده است. به عنوان مثال علی مطهری از نمایندگان حامی دولت در مجلس شورای اسلامی، بهمن ماه گذشته و در در سیزدهمین کنگره حزب مردم‌ سالاری نگرانی خود از تحدید آزادی بیان در دولت جدید را این چنین بیان می دارد: "فضای آزادی بیان در دولت جدید کمتر شده است"(2)

 

این شرایط ناخواسته انسان را به این باور می رساند که شعارهای دهان پرکن مسئولین دولتی درخصوص حمایت از آزادی بیان بیش از آنکه سخنانی از سر اعتقاد باشد، تلاشی است برای سرپوش گذاشتن بر فضای بسته ی ایجاد شده در دو سال گذشته. با این وجود اگر ادعای سخنگوی دولت درمورد احترام به نظراتی که در چارچوب قانون مطرح می شود، از روی صداقت بوده باشد باید امیدوار بود که مشی دولت در برخورد با منتقدین در 2 سال باقی مانده از عمر دولت یازدهم اصلاح شده و منتقدین با دیده ی احترام نگریسته شوند نه به عنوان بیسوادانی بی شناسنامه که باید به جهنم بروند. اگر چه نوبخت در ادامه ی اظهاراتش با بیان اینکه "اصلاح‌طلبان ... می‌توانند در چارچوب قانون از این فرصت استفاده کنند دولت اقدامات نیروهای خودسر را تقبیح میکند و در صورت لزوم، مواردی از این دست را پیگیری میکند"(3) تاحدودی چشم انداز مورد نظر خود از جریانی که دولت به اظهار نظرشان احترام می گذارد را روشن می کند. اما به هر صورت همانگونه که نوبخت اظهار می دارد "اعتبار دولت به قانون‌مداری و ظرفیت دولت برای شنیدن صدای مخالفان است"(4) و شاید بهتر این باشد که دولتی ها به جای صرف انرژی برای بیان شعارهای دفاع از آزادی بیان، به ایجاد ظرفیت و تحمل سخن مخالف، در خود بپردازند.

 

منابع

  1. نشست خبری سخنگوی دولت، 15/2/94، به نقل از روزنامه ی ایران، 16/2/94
  2. سخنرانی در سیزدهمین کنگره ی حزب مردمسالاری، 9/11/93، به نقل از سایت چمران نیوز
  3. نشست خبری سخنگوی دولت، 15/2/94، به نقل از روزنامه ی ایران، 16/2/94
  4. پیشین





      

امشب رضویون شادند همه
دل در حرم رضا نهادند همه
عیدی ولادت از پدر میگیرند
خشنود ز مقدم جوادند همه

افسران - امشب رضویون شادند همه..





      

اینجا گدا همیشه طلبکار میشود .. اینجا که آمدی کَرَمَــــش فرق میکند


افسران - اینجا گدا همیشه طلبکار میشود .. اینجا که آمدی کَرَمَــــش فرق میکند